تبليغاتX
به اسکله جوانی خوش اومدید...

 

www.quayyouth.blogfa.com

 

به اسکله جوانی خوش اومدید...

 


  منوي اصلي

صفحه نخست
 پست الکترونيک

آرشيو وبلاگ

.


  آرشيو

نويسنده:انیس



موضوعات

تراوش احساسات!!!
تراوش احساسات2!!!
SMS


آرشيو

تیر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385

 


 


  نظز سنجي
براي دريافت كد نظرسنجي در اين سايت عضو شويد


  لينکستان


باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس
وبلاگ بزرگ پرسپولیس(بابک)
فوتبال،جوک،خونه؛(بابک)
ما به عشق قرمز می نویسیم(قاسم)
SMSبخون حالشو ببر(سعید)
هرچی آرزوی خوبه مال تو(جوکر)
عشق و دوری(رضا)
پرسپولیس سرور ا س ت ق ل ا ل(حمید)
هر چی از فوتبال می خوای(یاسمین)
دنیا(شیرین و فرهاد)
بهار آسمان(شکوفا)


  لينکدوني
.:: قا لب هاي رايگان ::.
.:: ترفندهاي ريجستري ::.
 آرشيو پيوندهاي روزانه

قالب هکرز

قالب بهار

قالب بهار

قالب اسپايدر من

قالب هري پاتر

قالب شميم

قالب عشق

قالب دستنويس

قالب کانتراستريک

قالب محرم

قالب موزيک

قالب هک


 جستجو



  خبرنامه
براي دريافت كد خبرنامه در اين سايت عضو شويد


 آمار وبلاگ

كاربران حاضر در وبلاگ : نفر

 


  با تشکر از ...

.

 

 


طراحي از : مجيد شعباني

قدرت از : بلاگفا

only RED team just DENIZELY

 

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












http://elga2r.blogfa.com



 

  1-2 به نفع ایران

 

باور کنید نمی پرتاب نمی کنیم.مواد منفجره حمل نمی کنیم. فحش نخواستم دوباره فوتبالی بنویسم اما بازی دیشبو نمی شد ازش گذشت

من چار پنج مورد مهمو می گم دیگه مزاحم نمی شم

 

-  یه چیزی که من خیلی باهاش حال کردم(منی که از بائو متنفرم ) این بود که پشت لباس میثم بائو نوشته بود«  M.BABOU» واقعا تا حالا فکر نکرده بودم که به این فکر نکرده بودم که هیچ جوری نمی شه بائو رو انگلیسی نوشت(ba…,baow,baou,bauo,baoo)هر جوری بنویسی یه جور دیگه خونده می شه.

 

-  هوادارو رو دیدی؟ من آمار گرفتم 90% خانوم بودن ایرونیاش. اون خانوما صحیح و سالم بازی رو دیدن، تشویق کردن و رفتن خونه هاشون؛ هیچ اتفاق ناگواری هم براشون تو ورزشگاه نیفتاد. بابا بذارین ما هم بیایم ورزشگاه دیگه ! اَه ... به خدا هر چی شد ازتون هیچ گله ای نداریم. بطری می دیم(این یکی رو قول نمی دم)...

 

-  بابا این آقای خیابانی چه خوب گزارش می کنن. آدم از فوتبال دیدنش لذت می بره اصلاً!

 

-  میرزاپورم خوب بازی کرد(قضیه رو که می دونی: بعد از تلاش های پی در پی رودباریان فلک زده آقای خیابانی برای تشویق عرض کردن:«آفرین میرزاپور! آفرین میرزاپور!»)

 

-  داور مسابقه که در طول مسابقات عقده ای شده بود هر چی کارت زرد داشت بارمون کرد.

 

-  آخرین مورد هم که باید اول می گفتم کار خوب ایمان مبعلی بود. اما راستشو بخوای این برای ما ایرونیا زیاد حرکت اسطوره گونه ای(!) نیست . فریدون زندی با این که تو ایران نبوده و حتی فارسی رو به زور بلده تو یه بازی مهم تر از این همین کارو انجام داد با این تفاوت که فریدون زندی این کارو بعد از گل زدن انجام داد نه اخراج شدن(با این حال این کارا همیشه قابل تقدیرند)


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 8:41
 

 [+] |

  

 

لی یو نگ ای   Yeong-ae Lee ( یانگوم )

  لی یونگ متولد  ۳۱  ژانویه  ۱۹۷۱  در شهر سئول کره جنوبی است . لی عضو گروه " برلینیل " فستیوال فیلم در شهر برلین آلمان است . مسلط به دو زبان انگلیسی و آلمانی است او فارغ التحصیل رشته هنر از  دانشگاه آلمان است . لی دو برادر بزرگتر از خودش دارد او در شهر " انشان " کره تحصیل می کرده و در همان دانشگاه مشغول به یادگیری زبان آلمانی شده است.

دوست پسر او یک خواننده کره ای با نام جی هون یونگ Jung Ji-Hoon  است.

لی یونگ کار خودش رو در سال ۱۹۹۶  با مجموعه ای تلویزیونی با نام " پاپا " آغاز کرد و آخرین کار او در سال  ۲۰۰۵  در فیلمی با عنوان Chinjeolhan geumjassi است او در سال  ۲۰۰۳  در سریال " جواهری در قصر " در نقش یانگوم سو ظاهر شد.

او به عنوان یک دختر زیرک و باهوش با نقش مثبت در فیلم ظاهر می شود و  با تلاش و صبر خود مشکلات مختلفی را طی می کند به امید آنکه در نهایت به آرزوی نهایی خود دست یابد.

 او ابتدا در سن  10  سالگی به قصر وارد می شود و با دل و جان به یادگیری آشپزی می پردازد پس از مدتی به علت استعداد ، هوش و تلاش ، حسادت و ترس بانوی با تجربه ای از دربار را بر می انگیزاند که همین امر مشکلاتی گوناگونی را برای او پدید می اورد بطوریکه به یک جزیره تبعید می شود ولی او با هوش و تلاش دوباره توجه افراد گوناگون را به سوی خود جلب می کند و این بار به عنوان یک پزشک به قصر وارد می شود و در نهایت به برترین لقب دربار با نام "یانگوم بزرگ" و عنوان اولین افسر زن و پزشک زن ( پزشک مخصوص شاه ) را در تاریخ دریافت می کند و بسیار مورد توجه شاه قرار می گیرد و..

 

 

 

بازیگرخردسال مجموعه که نقش کوچکی یانگوم رابازی می کند.

نام: (Jo Jung Eun (Jo Jeong-un

 

تولد:1996-Mar-10

قد:134cm

 

وزن:25kg

 

 

 

 

یانگ می جین Mi-kyeong Yang ( بانو هن )

 یانگ می متولد  ۲۵  جولای  ۱۹۶۱  کره جنوبی است.

او کار خودش را با اولین فیلم در سال  ۱۹۸۷  شروع کرد و در سالهای  ۱۹۹۸  و  ۲۰۰۰  هم در دو فیلم ایفای نقش کرد اما آخرین کار او جواهری در قصر در سال  ۲۰۰۳  است که در نقش" بانو هن" معلم یانگوم ظاهر شد.

 یانگ برای بسیاری از مجلات کره ای کارمی کنه و عکس او را بر روی جلد مجله می توان پیدا کرد.

 

 

 

 

جیون می ری   Mi-ri Gyeon ( بانو چویی )

  
 گیون می متولد 
۱۹  سپتامبر  ۱۹۶۴  کره جنوبی است .

او از سال  ۲۰۰۰  وارد عرصه سینما شده  تاکنون فقط در  ۲  کار مجموعه تلویزیونی ایفای نقش داشته است.

 وی در سال  ۲۰۰۳  در سریال جواهری در قصر در نقش "بانو چویی "ظاهر شد.

 

 

 

 

گیومیونگ در سریال جواهری در قصر !

 

از حق نگذریم با وجود نقش منفی خانم Hong Ri Na  در سریال جواهری در قصر با این وجود یکی از بهترین هنر پیشه های سریال جواهری در قصر است  و اینک  39  سال سن دارد او  49  کیلوگرم وزن دارد و گروه خونی او A  است.

مشخصات افسر مین جو هنرپیشه سریال جواهری در قصر

 

 

 جی جین هی Jin-hee Ji

  جی جین هی متولد  ۲۴  ژوئن سال  ۱۹۷۳  کره جنوبی است .

او کار خودش را از سال  ۲۰۰۲  با مجموعه داستانی در نقش کارآگاه آغاز کرد . از سال  ۲۰۰۳  تا  ۲۰۰۷  چندیدن فیلم و سریال بازی کرد و آخرین کار او در سال  ۲۰۰۷ است . او در سریال " جواهری در قصر " در نقش گارد پادشاه مینگ جیون هو  Jeong-ho Min  ظاهر شد.

تاریخ تولد  : 1971  June 24  حدود  ۳۶  سال

قد  : ۱۷۶  سانتی متر

وزن  : ۷۱  کیلوگرم

گروه خونی : B

 

 

 

 

بیوگرافی بانو یونگ در سریال جواهری در قصر

 

نام: (Yeo Woon-kye (Yeo Wun-gye

شغل: هنرپيشه

تاريخ تولد: 1940  February 25

قد: 163cm

گروه خوني:A

 

برای دیدن چند عکس دیگه روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه جمعه یکم تیر 1386 ساعت 9:58
 
ادامه مطلب

 [+] |

  جوک انگلیسی

 

به! سلام!!! بعد از چند ماه دوباره تشریف آوردم- نیست که خیلی منتظرم بودین- اما این دفعه دیگه از فوتبال و مصاحبه و از این چَرت و پلاها خبری نیست! دیگه من زدم تو تیپ اینگلیش. اینا رو از چند تا سایت انگلیسی دزدیدم. تو رو خدا ببین چه بی مزن! نصفشونم تو ایران هست. اما Five Englishmen از همه با حال تر بود؛ انگار اسکاتلندی ها از اصفهانی ها خسیس ترن.

 پست های بعد هم علمی- آموزشی و از این جور چیزاست. به احتمال زیاد(5/2 %) اصطلاحات انگلیسی هستن. بر و بچ گرگان اگه واسه تحقیق می خوان زیاد خوششون نیاد (شاگردای آقای ب.) خودم قبلاً ... .

فعلاً با این وبلاگ می سازم(و می سوزم)تا تابستون با یه نفر دیگه (هنوز معلوم نیست کی باشه اون یه نفر) یه وبلاگ (یا شاید سایت) توپ بزنیم.

 

Blind & Blond


A blind man walks into a bar, taps the man next him, and says, "Hey, wanna hear a blond joke?"

The man says back to the blind man, "Look buddy, I'm blond. The man behind me is a 400-pound professional wrestler and he is blond. The bouncer is blond. The man sitting over to your left is also blond. Still wanna tell that blond joke?"

The blind man is silent for a moment and then says, "Nah, I wouldn't want to have to explain it five times."

 

Good news!

 

Doctor: I have good news and bad news.

Patient: Go with the good news first.

Doctor: You have 24 hours to live.

Patient: What!?! How about the bad news?

Doctor: Um... I forgot to tell you yesterday.

 

 

The profits of alzeimer

 

5. You never have to watch reruns on television.
4. You are always meeting new people.
3. You don't have to remember the whines and complaints of your spouse.
2. You can hide your own Easter eggs.
1. Mysteries are always interesting.

 

 

 

How do you count a herd of cattle?

With a cowculator.

 

 

 

What kind of ears does an engine have?  Engineers

 

 

 

 

 

A Scottish farmer was in his field digging up his tatties (a Scots word for potatoes). An American farmer looked over the fence and said
"In Texas we grow potatoes 5 times larger than that!"

The Scotsman replied "Ah but we just grow them for our own mouths!"

 

 

Five Englishmen boarded a train just behind five Scots, who, as a group had only purchased one ticket. Just before the conductor came through, all the Scots piled into the toilet stall at the back of the car. As the conductor passed the stall, he knocked and called"Tickets, please!" and one of the Scots slid a ticket under the door. It was punched, pushed back under the door, and when it was safe all the Scots came out and took their seats. The Englishmen were tremendously impressed by the Scots' ingenuity. On the trip back, the five Englishmen decided to try this themselves and purchased only one ticket. They noticed that, oddly, the Scots had not purchased any tickets this time. Anyway, again, just before the conductor came through, the Scots piled into one of the toilet stalls, the Englishmen into the other. Then one of the Scots leaned out, knocked on the Englishmen's stall and called "Ticket, Please!" When the ticket slid out under the door, he picked it up and quickly closed the door

 

Jim was speeding along the road one fine day when the local policeman, a friend of his, pulled him over. "What's wrong, Eric?" Jim asked. "Well didn't you know, Jim, that your wife fell out of the car about five miles back?" said Eric. "Ah, praise God!" he replied with relief. "I thought I'd gone deaf!"

 

 

 

At an auction in Manchester a wealthy American announced that he had lost his wallet containing £10,000 and would give a reward of £100 to the person who found it.
From the back of the hall a Scottish voice shouted, "I'll give £150!"

 

 

 


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 19:29
 

 [+] |

  درسته یه کم بی انصافم اما...؟

 

ما که نفهمیدیم چی شد. یی هو اومدن گفتن که آره شیث و دایی جریمه شدن. اگه اشتباه نکنم شیث یه جلسه(فکر کنم البته) و دایی تا اطلاع ثانوی! نمی دونم چرا این اطلاع ثانوی به یه بازی هم نرسید. خوب معلومه دیگه ماشاا... این آقای علی دایی هم اعتبارش بیشتره (فکر کنم البته)  و هم پولش. آقایون مسئول اومدن به اعتراضات جناب دایی ارج بنهن و به خاطر این که «سرش کمتر بریده بشه» توی یه دادگاه تشریفاتی سر شیث بدبخت رو بریدن.

بله دیگه! هر کی دلش خواست بیاد با کله حرکات زیدان وار انجام بده و هر کار دلش خواست بکنه و البته این وسط داور عمداً نبینه و طی یه اجلاس طرف جریمه بشه بعد اعتراض کنه - البته از نوع چرب و چیلی- و قضیه به همین راحتی ماسمالی (والا نمی دونم شایدم ماست مالی) بشه و بره. اصلاً حالا که این طوری شد پنالتی دوم حقمون بود.تموم!

?

 

راستی یادم رفت! من رفتم مشهد(بعد از چهار سال؛فکر کن!) حتماً به یادتون هستم و براتون دعا می کنم(؟!) خوب هر کی این پستو خوند نظرشو بگه. خیلی دوست دارم بدونم شما چطور فکر می کنید(باور نکنید همش چاخانه می خوام نظرا زیاد شن)

واسه پست بعد چندتا عکس بامزه از نینی موچولوها قراره بذارم.خوبه؟؟؟

این یکی عقش منه!!!

che ghad naze cheshash

 


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه یکشنبه بیستم اسفند 1385 ساعت 15:57
 

 [+] |

  فردا ...

 

کاروان دارد راه میفتد.....

 

تو که توشه ات را جمع نکردی......باز امسال هم اسیر شدی...اسیر چه؟؟!!....اسیر دنیا!!!....

      هر سال همینطور میشود پایت در گل میماند و ... .

هرسال وقتی حسین دستش را دراز میکند ومیخواهد که دستت را بگیرد وبالایت ببرد تو دستش را رد می کنی....وفقط عاشورا وقتی که کار از کار گذشته مینشینی و اشک میریزی ...و میگویی  کاش با تو بودم، حسین....باز کارت همین میشود بروی و زیارت عاشورا بخوانی وباز بگویی سلم لمن سالمکم وحرب لمن حاربکم....وباز بگویی کاش با تو بود،حسین....چه دردیست این...

چرا اینقدر در بند دنیایی....چرا اینقدر اسیر ....چرا آرزوها اینقدر زورشان  زیاد شده.....باز بعد یک سال تو و این نفس  تنها ماندید....همه ی کاروان راه افتاد....یک سال خودت را درس میدهی یکسال معلم خودت میشوی...راه و چاه را معلوم میکنی تا سال دیگر از این راه نروی...تا دوباره داخل چاه نیفتی...اما هرسال چاه دیگری....هزار ویک راه است برای رفتن با او ،اما تو هر سال  همان بیراهه قدیمی را انتخاب میکنی وباز .....باور کن  هنوز دیر نشده میشود تو هم در راه ،  به حسین ملحق شوی.... میشود   راه را پیدا کنی... شاید امسال  یک خیمه  به نام  تو در کربلا برپا شود.....اما این را هم بدان کار ساده ای نیست!!!.....باید مرد باشی....مرد راه!!.... هستی؟!......اگر هستی بسم الله....اگر نـــــه خدا حافظ


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه دوشنبه نهم بهمن 1385 ساعت 11:0
 

 [+] |

  

 

تو فوتبال که دیگه خبری نیست، بسکتبال و والیبال و ورزش های دیگه هم که هیچ حادثه یا اتفاق جالب انگیزناکی(!) ندارن، می مونه بقیه چیزای فِیوریت(!) که ریاضی و ادبیات و تاریخن.

خوب تاریخ سعی می کنم بعداً راجع به دین زرتشت و... براتون بپستم(!) ادبیاتم اون یکی وبلاگمو سعی می کنم بپربارمش(من امروز آخر ادبیاتم و نمک!) و اکنون!!!!!!!!!!!!! ریاضی که البته این روزا دل خوشی ازش ندارم. اما این مطلب زیرو گذاشتم تا بازدید کننده های عزیز نگن «درباره همه چیز می نویسی به جز ریاضی» و از من راضی باشن (3000تا علامت «!» ؛ خودتونم می دونین من آدم این حرفا نیستم .)

 

بابا مُردم بذار راستشو بگم مطلب کم اوردم گفتم از وبلاگای دیگه یه چیزی کش برم بعد به اسم خودم بریزم این جا، اما مگه وجدان شیرفرهاد گذاشت این کارو بکنم؟ هر چی هم سرمو زدم به دیوار فایده نداشت که نداشت اَه بیا بابا اینم منبعش!

جون داداش نه ببخشید جونِ آبجی بخون ریاضی له نشه. دلم می شکنه ها!

 

افکار فیثاغورث ریاضیدان و فیلسوف یونانی به شکل گیری ریاضیات نوین و فلسفه غرب کمک کرده است . هدف او توضیح همه پدیده های طبیعی بر اساس ریاضیات بود . فیثاغورث بیش از هر چیز برای فرمولی که در مورد نسبتهای اضلاع مثلث راست گوشه ارائه کرده است معروف است. مفاهیمfisaghores متعدد دیگری (مانند تصاعدهای حسابی و هندسی و عددهای مربع کامل) که برای ریاضیات نوین نقش زیر بنایی دارند بر افکار فیثاغورث مبتنی هستند . فیثاغورث و پیروان او ریاضیات هماهنگ ها را که مبنای موسیقی امروز غرب را تشکیل می دهد ابداع کردند.


حدود 580ق.م فیثاغورث در ساموس یونان به دنیا می آید.

حدود 532 ق.م برای فرار از حکومت جابر ساموس به جنوب
ایتالیا سفر می کند.

حدود 525 ق.م یک آکادمی را در کروتون (که اکنون کروتونا نام دارد) تاسیس می کند . این آکادمی یک مدرسه و یک مکتب برادری مذهبی مبتنی بر اصول اخلاقی و فلسفی معینی است ، که در آن همه برادران می بایستی وفاداری و رازداری را رعایت کنند . در ریاضیات ،فیثاغورث و پیروان او با آرایشهای مختلف دسته هایی از ریگ آزمایش می کنند و در می یابند که دنباله های منظمی از اعداد پدید می آید. مثلاَ شکلهای مثلثی دنباله 10،6،3،1،... و
شکلهای مربعی دنباله 16،9،4،1،... را ایجاد می کنند. کلمه calculate به معنی محاسبه از calculus به معنی «سنگریزه» و نیز اصطلاح مربع (توان دوم) از این کاربرد ریگها اقتباس شده است . در هندسه، آنها در می یابند که مجموع زوایای یک مثلث همیشه 180 درجه است.

آنها همچنین این قضیه معروف را ارائه می کنند که مربع وتر یک مثلث راست گوشه برابر مجموع مربهای دو ضلع دیگر ان است . در موسیقی ، فیثاغورث و پیروان او با آزمایش بر روی تارهای کشیده شده ریاضیات اکتاوها را ابداع می کنند (هرگاه طول تاری را نصف کنیم ، نتی را که یک اکتاو پایینتر است ایجاد می کند،) در اخترشناسی ، آنها این نظریه را مطرح می کنند که جهان کروی است و زمین نیز کره ای در مرکز آن است.
خورشید
به طور سالانه و روزانه به دور آسمان می چرخد ، و ماه و سیاره ها نیز به همین ترتیب رفتار می کنند. فیثاغورث در آسیای صغیر (ترکیه امروز) به سفرهای وسیعی می پردازد و در آنها با بعضی از ریاضیدانان و فیلسوفان برجسته ان زمان تبادل نظر می کند.

حدود 500ق.م در متاپونتوم (نزدیکی متاپونتوی امروز) در ایتالیا می میرد.

 

 


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت 14:9
 

 [+] |

  من ایرانو دوست دارم!

 

اگر ايران به جز ويران‌سرا نيست؛

 

من اين ويران‌سرا را دوست دارم.

 

اگر تاريخ ِ ما افسانه‌رنگ است؛

 

من اين افسانه‌ها را دوست دارم.

 

نواي ِ ناي ِ ما گر جان‌گداز است؛

 

من اين ناي و نوا را دوست دارم.

 

اگر آب و هواي‌َش دل‌نشين نيست؛

 

من اين آب و هوا را دوست دارم.

 

به شوق ِ خار ِ صحراهاي ِ خشک‌َش،

 

من اين فرسوده‌پا را دوست دارم.

 

من اين دل‌کش زمين را خواهم از جان

 

من اين روشن‌سما را دوست دارم.

 

اگر بر من ز ايراني رود زور،

 

من اين زورآزما را دوست دارم.

 

اگر آلوده‌دامانيد، اگر پاک!

 

من اي مردم، شما را دوست دارم.

 


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 ساعت 14:55
 

 [+] |

  ای بازدید کننده های خسیس!!!

 

باختیم ...!

 

چی بگم؟

 

فقط اولاش خوب بودیم.اولای لیگو می گم.

 

خوب بازیه دیگه، بازی هم برد و باخت داره.

 

چی کار می کنین با درس و مشق و دانشگاه و امتحان و ...

 

بذار یک کم از خودم بگم

 

همه بازدید کننده دارن ما هم بازدید کننده داریم...

 

توی همه وبلاگا نظر می دن توی وبلاگ ما هم...(نظر می دن؟)

 

هیچ کس نمی گه چی بذارم توی این وبلاگِ...(لعنتی)

 

هر کی نظر بهتری بده...(نمی گم سورپرایزه!)

 

بابا مایه ش یه کلیکه روی شوت های آتشین با چند تا حرف.(شما هم بس که خسیسید...)

 

راستی شنیدین پلوتو دیگه سیاره نیست؟؟؟

 

اشتباهه! هنوزم سیارس.( شایدم نباشه ها!)

 

سیاره دهم هم کشف شده!(می دونم نشنیده بودید)منبعشم سایت فریاست

 

در همین حین که ما توی مساله ی پلوتو(بودن یا نبودن)در حال بحث و درگیری و زد و خورد و...

 

هستیم  یه سری آدمِ دانشمندواسش قمر پیدا کردن. اونم دو تا!

 

یه خبر دیگه هم دارم!

 

یه سیاره دیگه مثل زمین کشف شده.کش رفته از این جا

 

اینم عکس سیاره «زنا»(Xena)همون سیاره دهم:

 

 

به حق چیزای ندیده!!!

 

 

و این منظره پلوتو از ماهشCharon:

 

 

 

خوب یادتون نره نظرا رو ها!!

 

 


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه جمعه دهم آذر 1385 ساعت 19:0
 

 [+] |

  

 

 من که وقتی شنیدم حامد دوپینگ کرده کلی خورد تو ذوقم آخه تا قبل از اون  بهش افتخار می کردم.اما مصاحبه زیر یکمی راضیم کرد.تو هم سعی کن مث من باور کنی حامد پاکه.

 

ايپنا -- اواخر دهه 70 بود كه علي پروين به جوان 18 ساله‌اي ميدان داد و بعدها اين جوان توانست به عنوان يكي از كانديداهاي اصلي حضور در خط هافبك پرسپوليس خود را معرفي كند.

     حامد كاويانپور گوي سبقت را از بازيكناني همچون حميد استيلي، رضا شاهرودي، نعيم سعداوي، مهرداد ميناوند ،رضا جباري، حسن خان محمدي ربود و كمربند خط مياني يكي از پرطرفدارترين تيم‌هاي پايتخت را در جواني به دست گرفت.

     بازي هاي درخشان كاويانپور، كادر فني تيم ملي را مجاب كرد تا او را به اردو فراخوانند و پس از مدتي حضور جسته و گريخته در رقابت‌هاي مختلف به الوصل امارات پيوست و به همراه فرهاد مجيدي كه آن زمان عضو اين تيم بود روزهاي خوشي را در ليگ اين كشور سپري كرد.

     با بازگشت به ايران و حضور مجدد در پرسپوليس به تدريج توانست شرايط ايده‌آل بازي كردن را بيابد و همان كاويانپور سابق شود، اما تغييرات در كادر فني پرسپوليس و روي كار آمدن آري هان هلندي باعث جدايي وي شد و براي ادامه فعاليت حرفه‌اي خود كايسر اسپور تركيه را انتخاب كرد.

تنها 5 ماه از حضورش در فوتبال اين كشور مي‌گذشت كه شايعه دوپينگ و استفاده كاويانپور از مواد ممنوعه در رسانه‌هاي گروهي پيچيد و كاويانپور در آستانه اخراج از كايسر اسپور و محروميتي دو ساله قرار گرفت.

    گفت و گويي را با اين بازيكن انجام داده كه از نظرتان مي‌گذرد:

* اين روزها خبري روي سايت‌هاي خبرگزاري هاي مختلف داخلي و خارجي مبني بر استفاده حامد كاويانپور بازيكن كايسر اسپور تركيه مطرح شده كه در صورت اثبات آن نمي‌تواند دو سال فوتبال بازي كند، براي دفاع از حق قانوني خودت چه صحبتي داري؟
- در مدت 13 سالي كه فوتبال را به صورت حرفه‌اي دنبال مي‌كنم، هيچ وقت به فكرم خطور نكرده با مكمل و دارو بدنم را در فرم ايده‌آل نگاه دارم و هميشه با استفاده از توانايي‌هاي خودم حقم را گرفته ام؛ در حال حاضر هم يك سري افراد از خدا بي‌خبر برايم پاپوش درست كرده‌اند و با آبرويم بازي مي‌كنند.

 

* يعني تاييد مي‌كني هيچ داروي غير مجاز را مصرف نكرده‌اي؟
- صد در صد؛ زيرا كه نيازي به استفاده از اين مواد ندارم و هنوز 28 سال دارم و مي‌‌توانم گليم خود را از آب بيرون بكشم.

 

* ولي در مصاحبه‌هايت گفته بودي در نهايت 6 ماه محروم مي‌شوم و دوباره مي‌توانم فوتبال بازي كنم...
- اين هم از همان مصاحبه‌هاي خيالي است كه برخي خبرنگاران به رشته تحرير درآورده اند، من چنين صحبت‌هايي را مطرح نكردم، اصلا خود من و باشگاه هنوز نمي‌دانيم چه داروي غيرمجاز را مصرف كرده ام كه حالا بايد پاسخگو باشم.

هر مكمل و پروتئيني را كه كادر پزشكي كايسر اسپور تجويز كرده، همانند ساير بازيكنان استفاده كردم و نمي‌دانم چرا فقط حامد كاويانپور متهم به دوپينگ شده است.

 

* در ايران پيش از اعزام تيم ملي وزنه برداري به رقابت‌هاي جهاني دومنيكن دوپينگ 9 ورزشكار مثبت اعلام شده و جو خيلي بدي در بين مردم ورزش دوست كشورمان بوجود آمده است.
فكر مي‌كني اگر اتهام دوپينگ كاويانپور اثابت شود آيا ديگر هيچ ورزشكاري از حاشيه امنيت و محبوبيت قبلي برخوردار نيست؟

- بله، خبر اين اتفاق را از شبكه سوم سيما كه در تركيه به خوبي سيگنال مي‌دهد شنيدم و بسيار متاسفم براي كساني كه اهمال كردند و اين نابساماني بوجود آ‌مد، اما از خودم اطمينان دارم و مطمئن باشيد در همين يكي دو روز آينده جو را با اثبات بي گناهي‌ام آرام مي‌كنم.

 

* وضعيت كايسر اسپور در ليگ تركيه چگونه است؟
- تا به اين لحظه هفته هشتم را پشت سر گذاشته ايم و تيم كايسر اسپور با 13 امتياز در جايگاه سوم ليگ تركيه قرار دارد.

 

* با تفكرات" التو" سرمربي تيم چطور توانستي عجين شوي و او را مجاب كني در تركيب اصلي قرار بگيري؟
- با تلاشي كه از خودم نشان دادم در پنج هفته از ليگ تركيه توانستم بازي كنم و در مدت 5 ماه اخير كايسر اسپور نزديك به 20 بازي داخلي و خارجي انجام داده كه در اكثر آن ها در ميدان بودم و خواسته‌هاي التو، سرمربي تيم را در زمين پياده كردم.

 

* ليگ كشور تركيه از لحاظ حرفه‌اي بودن و امكانات چه تفاوتي با ليگ كشور ايران كه سال‌ها در آن توپ زده‌اي دارد؟
- بگويم آسمان تا زمين‌، بي‌ربط هم نيست، زيرا هر باشگاهي براي خود چندين زمين تمرين و استاديوم اختصاصي دارد كه پرسپوليس و استقلال دو تيم پرطرفدار كشورمان از داشتن اين امكانات اوليه بي‌بهره هستند و بايد در زمين‌هاي اجاره‌اي تمرين كنند.

* چه زماني به ايران برمي گردي؟
- پس از اثبات بي‌گناهي‌ام به ايران سفر مي‌كنم تا از حق قانوني خودم دفاع كنم و با برخي افراد مغرض برخورد نمايم.

* پرسپوليس در ديدار برگشت فينال جام حذفي به سپاهان باخت و قهرماني را از دست داد. در رابطه با اين بازي چه نظري داري؟
- راستش را بخواهيد پرسپوليس يك سر و گردن از حريف برتر بود و بر اثر يك بي‌دقتي در ضربات پنالتي، جام حذفي را كه مستحق دريافت آن به حساب مي‌آمد از دست داد.

* پرسپوليس در زمان دنيزلي و آري هان چه تفاوتي از لحاظ تاكتيكي دارند؟
- كار اين دو مربي را نمي‌شود با يكديگر مقايسه كرد، زيرا دنيزلي تنها در دو بازي امتحان پس داده و آري هان هم مدت كوتاهي هدايت پرسپوليس را در دست داشت و در دراز مدت كار نكرده است. البته پرسپوليس نسبت به سال گذشته متحول‌تر شده و بهتر بازي مي‌كند.

* يعني پرسپوليس فقط براي خوب بازي كردن به مربي خارجي نياز داشت؟
- بخشي از رسيدن به موفقيت همين مربي خارجي است ولي پيوستن نيكبخت، بادامكي، صلاح حسن و آشوبي هم در خوب بازي كردن پرسپوليس بي‌تاثير نيست.

* آيا از وقتي كه به تركيه رفتي و در ليگ اين كشور مشغول بازي شدي ديگر به تيم ملي فكر نمي‌كني و مايل نيستي همراه اين بازيكنان در مرحله نهايي جام ملت‌هاي آسيا حضور داشته باشي؟
- بازي كردن در تيم ملي براي هر بازيكن ايراني لژيونر يك افتخار است ولي سليقه مربي جديد با قديم فرق دارد و بازيكناني كه بيشتر در تاكتيك او كارايي داشته باشند را به اردو دعوت مي‌كند.

* به نظرت صعود تيم ملي به دور بعدي رقابت‌هاي جام ملت‌هاي آسيا از حالا مسجل شده است؟
- هيچ چيزي را در فوتبال نمي‌شود از پيش حدس زد، اما مي‌توانم بگويم ايران و كره‌جنوبي به رقابت‌هاي آتي خود با اميد بيشتري نگاه خواهند كرد و مدعيان اصلي صعود هستند.

 

* ديدارهاي اخير تيم ملي برابر چين تايپه و كره جنوبي را چطور ارزيابي مي‌كني؟
- ديدار خارج از خانه مقابل چين تايپه را نبايد دست كم گرفت و اين تيم تشنه به دست آوردن امتياز خواهد بود، اما در ايران مقابل كره جنوبي بايد به فكر سه امتياز باشيم و اين دور از دسترس بازيكنان نخواهد بود.


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه سه شنبه دوم آبان 1385 ساعت 12:46
 

 [+] |

  خواب یا مرگ؟

 

      آدمک آخر دنياست بخند
      آدمک مرگ همين جاست بخند
      آن خدايي که بزرگش خواندي
      به خدا مثل تو تنهاست بخند
      دست خطي که تو را عاشق کرد
      شوخي کاغذي ماست بخند

فرق‌ خواب‌ و مرگ‌

فرقي‌ كه‌ ميان‌ آن‌ دو مي‌توان‌ گذاشت‌ اينست كه‌ در حال‌ خواب‌ بدن‌ مي‌افتد، و اعمالي‌ كه‌ بدن‌ انجام‌ ميدهد سبكتر مي‌شود؛ خون‌ آرام‌تر مي‌گردد، اعصاب‌ استراحت‌ بيشتري‌ دارند، قلب‌ و سائر اعضاي‌ رئيسه‌ و غير رئيسه‌ و جوارح‌ و أمعاء خفيف‌تر حركت‌ كرده‌ و بكار خود ادامه‌ ميدهند، بدن‌ تا حدودي‌ حرارت‌ خود را از دست‌ ميدهد و لذا در حال‌ خواب‌ آدمي‌ بيشتر سرما مي‌خورد و بايد روي‌ خود ملحفه ‌اي‌ بكشد؛ امّا در مواقع‌ بيداري‌ چنين‌ نيست‌، چرا ؟

براي‌ اينكه‌ در حال‌ خواب‌ روح‌ علاقة‌ خود را نسبت‌ به‌ بدن‌ كم‌ مي‌كند، امّا...بقیه+موضوعات زیر رو توی ادامه مطلب گذاشتم.       منبع

                              

                              قبض‌ روح‌ توسّط‌ موجوداتي‌ برتر از ملائكه‌ موسوم‌ به‌ «عالين‌»

                              ملك‌ الموت‌ مانند آينه‌ است‌ و محتضر خود را در آن‌ مي‌نگرد    

                              راستی

                              یه داستان غمگین توپ از شاهین تهرانی(می شناسیش؟خیلی آدم باحلیه)  

 

 

 


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه جمعه چهاردهم مهر 1385 ساعت 14:17
 
ادامه مطلب

 [+] |

  

 

آخیش...خالی شدم...به اس تق لالی های عزیز هم تبریک می گم!دیدید رقابت ما

 

دوستانه اس؟ رقیبتونو4-0زدیم تا با خیال راحت بتونید این چند روزقهرمان بشید.

 

واسه ما دهم و چهارم که فرقی نداره.خداییش شما تا حالا از این کارا کرده بودید واسه

 

 ما؟

 

پرسپولیس آخر هفته خوبی برامون ساخت.من که بعد از یه هفته مدرسه کسل کننده

 

حسابی شارژ شدم.به نظرتون زمان انتظار مون تموم شده یا هنوز باید...؟

 

اینم حاصل تراوشات قلبی من در اثر جوگرفتگیه:

 

من همانم که سکوت سرخ آسمان را دوست دارد؛

 

همان سکوت سرخی که آبی آسمان را بر هم می زند؛

 

همان که بردریای آبی سایه می افکند؛

 

من همانم که آن آدمک خسته روی چمن چهار زاویه را دوست دارد،

 

وآن مرد پیری که نمی نشیند.

 

من از آن یازده اسطوره می گویم

 

اسطوره های موقتی؛

 

من آن قلب سرخی هستم که طعم شیرین شادی را کم کمک می چشد؛

 

همان قلبی که تا روز های پیش و شاید در آینده ای نزدیک،

 

به جرم سرخ بودن

 

در دادگاه عشق آتشینش محاکمه می شود

 

و به دار حسرت آویخته.

 

اما چرا همیشه چرا هست؟

 

چرا همیشه آیا هست؟

 

آیا این آدمک های خسته اسطوره خواهند ماند؟

 

وآیا همیشه سوال هایم بی جواب می مانند؟

 

بگذارید آن قدر شاد باشیم که...

 

غمگین مان نکنید؛ اسطوره های سرخ!

 

 


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه جمعه هفتم مهر 1385 ساعت 9:4
 

 [+] |

  به امید قهرمانی

 

  تهران جذابيت های منحصر بفردی  دارد که در هيچ جای دنيا نظير ندارد:

 

1...  تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه

 

 می نشينند، چهار نفر روی موتورسيکلت می نشينند، شش نفر توی

 

ماشين می نشينند، ۲۵ نفر توی مينی بوس می نشينند و ۶۰ نفر سوار

 

 اتوبوس می شوند.

 

2...  تهران تنها شهری است در دنيا که پياده ها حتما از وسط خيابان

 

 رد می شوند، اتومبيل ها حتما روی خط عابر پياده توقف می کنند و

 

موتورسيکلت ها حتما از پياده رو عبور می کنند.

 

3...  تهران تنها شهر دنياست که در آن هميشه همه چراغ ها قرمز

 

 است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور می کند.

 

4...  در تهران از همه جای ماشين ها صدا در می آيد، جز از ضبط صوت

 

 آنها.

 

5... در تهران هيچ جای زنها معلوم نيست، با اين وجود مردها به

 

همه آن جاهايی که ديده نمی شود هم نگاه می کنند.

 

 6...  همه در خيابان ها و پارک ها با صدای بلند با هم حرف می زنند

 

، جز سخنرانان که حق حرف زدن ندارند.

 

7...  تهران تنها شهری است در دنيا که همه صحنه های فيلم های

 

بزن بزن را در خيابان های شهر می توانيد ببينيد، اما تماشای اين فيلم

 

ها در سينما ممنوع است.

 

8...مردم وقتی سوار تاکسی می شوند طرفدار براندازی هستند، وقتی

 

به مهمانی می روند اصلاح طلب می شوند و وقتی راهپيمايی می کنند

 

محافظه کارند و وقتی سوار موتورسيکلت می شوند راست افراطی می

 

شوند.

 

9...  رانندگی در تهران مثل سياست ايران است، هرکسی هر کاری

 

دلش بخواهد می کند، اما همه چيز به کندی پيش می رود.

 

10...  ماشين ها در کوچه های تنگ با سرعت ۷۰ کيلومتر حرکت می

 

 کنند، در خيابانها با سرعت ۲۰کيلومتر حرکت می کنند و در بزرگراهها

 

 پارک می کنند تا راه باز شود.

    

11...  و تهران تنها شهری است در دنيا که در شمال شهرمردم در سال

 

۲۰۰۸ ميلادی زندگی می کنندو در جنوب شهر در سال ۷۰ هجری قمری!!!

 

(از تهرونی های عزیز معذرت می خوام.یه وقت بلایی سرم نیارید!)

 


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه پنجشنبه سی ام شهریور 1385 ساعت 12:30
 

 [+] |



رفتن به بالاي صفحه



       حقوق اين وبلاگ محفوظ است و کپي از آن تنها با ذکر نام مجاز مي باشد

Copyright © 2005 by majid shabani. All rights reserved

 Resolution: 800 * 600

.

!--Powered by WWW.ELGA2R.BLOGFA.COM-->


: نويسنده وبلاگ
انيس .م
: آيدي من
anni_redball@yahoo
: آدرس وبلاگ
WwW.qUaYyOuTh.BlOgFa.CoM
: با تشکر از
DJ MEISAM
: آيدي دي جي ميثم
LOLO-MEYSAM@YAHOO
در ضمن نظر در مورد وبلاگ يادتون نره
بازم به وبلاگ من سر بزنيد
* پــــــــــــــــا يـــــــــــا ن *




بزرگترين سايت جاوا اسکريپت ايران